به گزارش روابطعمومی بنیاد آلاء به نقل از روابط عمومی پژوهشکده مطالعات وقف و نیکوکاری (خیرماندگار)، شصت و چهارمین نشست تخصصی خیرماندگار با عنوان «خیریهها و دیگردوستی مؤثر؛ نقش فلسفۀ اخلاق در مطالعات خیریه» سهشنبه ۲۰ آذرماه ۱۴۰۳ در سالن جلسات دانشکده الهیات و معارف اهلالبیت (ع) دانشگاه اصفهان برگزار شد.
در این نشست دکتر سیدمحسن اسلامی؛ عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس به ارائه بحث خود پرداخت و دکتر ابراهیم رضایی و دکتر مهدی گنجور؛ اعضای هیئت علمی دانشگاه اصفهان نیز به عنوان ناقد و دکتر اصغر هاشمزاده؛ عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان، به عنوان مدیر جلسه سخنان خود را مطرح کردند.
اسلامی با اشاره به این نکته که اگر برای انجام کار خیر هدف مؤثر انتخاب نشود اشکالاتی به وجود خواهد آمد به ایراد سخن پرداخت.
هدف خیریه: بهترکردن اوضاع جهان
اسلامی در ادامه تصریح کرد که هدف خیریه، بهتر کردن اوضاع جهان است و سپس با طرح این پرسش که آیا خیریهها دارند اوضاع جهان را بهتر میکنند یا نه؟ از برخی مثالهای دیگرِ مرتبط با این موضوع سخن گفت و بیان کرد: برای نمونه میتوان عملکرد خیریههای بینالمللی را در نظر آورد. آنها از کشورهای ثروتمند پول جمع میکنند و آن را در اختیار مردم کشورهای فقیر قرار میدهند. اما برخی افراد تصور میکنند که این کار درست نیست؛ زیرا ممکن است آن کشوری که کمکها را دریافت میکند دچار فساد باشد و در این فرآیند کمک کردن، خیریه باید به یک کشور فاسد پول بدهد. موضوع دیگر اینکه آیا واقعاً این کار موجب بهترشدن زندگی آنها میشود؟ چهاینکه برخی میگویند در اینصورت فقط خیال دولتها راحت میشود و دولتها وقتی ببینند با این کمکها مسئولیت از روی دوششان برداشته میشود مشغول به کارهای دیگر میشوند. بنابراین نیاز است که در این زمینه تأمل کرد.
عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس در بخش دیگری از صحبتهای خود از این مطلب سخن به میان آورد که برای کار خیر از دو رده سؤال میتوان صحبت کرد؛ یکسری هنجاری و یکسری هم تجربی که شیوه بحثشان نیز دو نوع است و سپس به ارائه برخی پیشنهادات انضمامی پرداخت که موجب میشود خیریهها اثرگذاری بیشتری داشته باشند. وی در این راستا بیان کرد: برای خیریهها به گفتوگوهای واقعی و جمعی نیازمندیم. مهم است که خیریهها بفهمند که به مشاور و پژوهشگر نیاز دارند. حتی خیریههای کوچکی که در حد یک خانواده هستند نیاز به پژوهشگر دارند تا بتوانند تصمیمات بهتری بگیرند.
در بخش دیگری از این نشست، دکتر ابراهیم رضایی؛ عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان به ایراد سخت پرداخت و گفت: مباحث علوم انسانی و مباحث فلسفی ویژگیهایی دارد که نیازمند نقد و مَحَک است تا بتوانیم آنها را کاربردیتر کنیم و این یک بحث کلی است. نکته دیگر نیز بحث پیچیدگی فلسفه اخلاق است؛ به نحوی که خیلی بحث شُسته و رُفتهای در این مباحث نداریم و امروز هم زندهترین رشته علوم انسانی فلسفه اخلاق است. لذا نقدها باید از این باب تلقی شوند که فلسفه همیشه سؤالافزا بوده است. پس حتما سیر تاریخی بحث و فلسفه اخلاق را باید دنبال کنیم که بفهمیم به دنبال چه هستیم، در اینصورت خیلی مسائل برای ما روشن میشود.
ملاک مؤثر بودن چیست؟
وی تصریح کرد: یکی از نکاتی که باید در این بحث توجه شود، تأثیرگذاری و مؤثر بودن است. در سنت تحلیلی تجربی انگلستان این موضوع و موضوع سودانگاری مطرح شد و بحث کردند که میزان و ملاک در این زمینهها چه چیزی است. سپس به تعریف سود پرداختند و آن را دوستی، معنویت و … تلقی کردند. در همین راستا، مؤثر بودن نیز یک امر نسبی است و باید قبول کنیم که مفاهیم اخلاقی، مفاهیم اعتباری هستند. حال در اینجا این پرسش مطرح میشود که براساس چه ملاکی باید مورد مؤثر را پیدا کنیم؟ مثلاً آیا سلامت ملاک است یا رفاه؟ نکته دیگر اینکه، کدام یک از اصول اخلاقی، انسانی و الهی ملاک است؟ باید به اینها توجه کرد.
رضایی گفت: در جای دیگری از بحث آقای دکتر اسلامی آمده است که شاید وجه ممیز جنبش دیگردوستی مؤثر، اولویتبندیهای آن باشد که لازمه نگاهی است که درباره خیریه پیشنهاد میدهد. اما موضوع این است که برای تعیین اولویت نیز، به ملاک نیاز داریم. اما ملاک چیست؟ چهاینکه در فرهنگها، اولویتبندیها متفاوت میشود. در جوامع دینی نیز اولویتها متفاوت است. در جمعبندی باید بگویم مقالهای که ارائه کردهاند نتوانسته است راهکاری نو، کارآمد و جدید را ارائه دهد. بلکه تنها به نظرِ دیگردوستی مؤثر تأملی داشته است.
تعریف دکتر اسلامی از دیگردوستی بوی پوزیتیویسم میدهد
دکتر مهدی گنجور؛ عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان، دیگر سخنران این نشست بود و در مقام ناقد بیان کرد: مسئله دیگردوستی به قدری در فلسفه اخلاق مهم است که حتی اگر فیلسوف اخلاقی پیدا شود و تعریف انسان را عوض کند و بگوید انسان حیوان دیگردوست است، خیلی مبالغه نکرده است. اما دربارۀ مباحث آقای دکتر اسلامی باید بگویم یک سؤال این است که تعریف ایشان از دیگردوستی مؤثر قدری بوی پوزیتیویسم میدهد. در متن مقاله تصریح شده است که خیریهها باید مؤثر باشند و در همینجا به تجربی بودن نیز اشاره شده است.
وی در ادامه افزود: در اینجا ابهام وجود دارد که مؤثر بودن خیریهها آیا منحصر در رویکرد تجربی است؟ مخصوصاً که اگر دیگردوستی را فراتر از بُعد سختافزاری زندگی بدانیم. دیگردوستیای که تعریف شد، بیشتر پوزیتیویستی است، غافل از اینکه زندگی بشر دو ساحت متمایز دارد؛ یکی سختافزاری که مربوط به امکانات رفاهی است و یکی هم بُعد نرمافزاری که مربوط به عقلانیت، باورها، رضایت باطن، امید و انگیزه است. آنوقت اگر دیگردوستی شامل ساحت نرمافزاری، ارتقای سطح کیفی و خوب کردن حال معنوی دیگران باشد، با تقریر پوزیتیویستی که ارائه شد چه باید کرد؟
گنجور در انتهای صحبتهای خود به ارائه پیشنهاداتی پرداخت و گفت: پیشنهاد میکنم این مدلی که ارائه شده است، براساس یک نظام اخلاقی وحیبنیاد بومیسازی شود.














دیدگاهتان را بنویسید