۱. عوامل فردی
در خصوص عوامل فردی زمینه هایی وجود دارد که در زیر به آنها اشاره می شود:
۱٫۱. زمینه عاطفی – احساسی
عواطف باتمام گونه هایش خاصیت حرکت زایی دارد؛ به عبارتی زندگی انسان ها در بسیاری از زمینه ها عرصه فرمانروایی احساسات است. قدرت حرکت آفرینی عواطف، دانشمندان را بر این واداشته است که تعامل احساسات و عقل را به دقت بررسی کنند. در زنان، بعد عاطفی نیرومندتر است و طبق تصدیق کارشناسان ، احساسات در زنان به طور عام، شکوفاتر است. همین عامل زمینه مساعدتری برای فعالیت زنان در امور خیر را فراهم میکند.
۱٫۲. تقویت انگیزه:
انگیزه ها که چراهای رفتاری هستند، دلیل اصلی عمل به شمار می روند. مشارکت زنان در انجام امور خیرنیز تحت تأثیر عوامل انگیزشی متفاوت است و در نوع و میزان آن تأثیر بسزایی دارد. این عامل در زنان بسیار متأثر از احساسات است. به عنوان نمونه، تأسیس خیریه محک با انگیزه حمایت از بیماران سرطانی، تحت تأثیر بیماری سرطان فرزند خانم قدس بوده است.
۱٫۳. سطح سواد:
پایین بودن سطح سواد در زنان باعث می شود که آنها نیاز چندانی به مشارکت در دوره های آموزشی و ترویجی در حوزه های مختلف را احساس نکنند یا نتوانند از فواید این دوره ها استفاده کنند. با توجه به شرایط فعلی و افزایش چشمگیر زنان در عرصه آموزش و روابط اجتماعی می توان در جهت بهبود مشارکت آنان در امر خیر اقدام کرد.
۱٫۴. سن
در سنین مختلف درآمد و زمان فراغت متفاوت است. برخی از تحقیقات نشان داده است که ارتباط سن و انجمن پذیری و مشارکت اجتماعی به صورت رابطه Uمعکوس است. به گونه ای که از سن ۱۸ تا ۲۹ سالگی عضویت یگانه و ۳۰ تا ۵۹ سالگی عضویت چندگانه است و در مقابل جمعیت ۶۰ ساله و بیشتر، در انجمن ها حضور کمتری دارند. زنان در برخی سنین مستعد انجام فعالیت های خیرخواهانه هستند؛ ولی در برخی برهه ها به دلیل پررنگ بودن نقش تحصیل، همسری و به ویژه مادری زمان کمتری برای انجام این کار دارند. پس از سپری شدن این دوران و با بزرگ شدن بچه ها و ترک خانه ، مسئولیت های زمان بر زنان بسیار کاهش می یابد و خلأعاطفی برای مادران ایجاد میکند. این عارضه که یکی از پدیده های سنین میانسالی، به نام نشانگان «آشیانه خالی» است، نوعی افسردگی است که پس از آنکه آخرین فرزند، خانه را ترک کرد، در زن و مرد ایجاد میشود. در این دوره اگر فعالیت جبرانی، بهخصوص از سوی مادر انجام نشود، در مواردی ممکن است منجر به افسردگی مادر )و حتی پدر) شود.
یکی از راهبردهای درمانی ارائهشدۀ روانشناسان در پیشگیری و کاهش این عارضه انجام کار مشارکتی است. حضور زنان در این سنین در عرصههای خیریهای با افزایش حس اعتماد به نفس و ایجاد روحیه به دلیل انرژی مثبت انجام کار خیر، عارضۀ موجود را کاهش یا حذف میکند. در خصوص بازه های سنی دیگر نیز میتوان از ظرفیت دختران مجرد، مجرد قطعی، مطلقه یا بیوه در جهت مشارکت در امور خیر بهره گرفت.
۲.عوامل خانوادگی
در این مورد، دو گزینه مطرح است:
۲.۱. میزان مشارکت اعضای خانواده در امر خیر:
مشارکت اعضای خانواده در انجام اعمال خیرخواهانه تأثیر بسیار زیادی در میزان فعالیت دیگر اعضا در این امور دارد. خانواده هایی که فرهنگ خیر و نیکوکاری به شکل اصولی در آنها نهادینه شده است، این امر را به فرزندان خود نیز منتقل میکنند
و نیکوکاران آینده را به جامعه عرضه میکنند.
۲.۲ . تربیت:
در زمینۀ تربیت زنان نیکوکار، اصول تربیتی مشابهی در خصوص زنان و مردان وجود دارد و تفاوت چشمگیری در خصوص تفاوت جنسی دیده نمیشود. در اینجا تربیت در دو بعد والدینی و اجتماعی بیشترین تأثیر را دارد. والدین نخستین الگوی تربیتی فرزندان هستند که باعث شکوفایی عواطف و فضایل اخلاقی در فرزندانشان میشود.
دوستان و گروه همسالان نیز از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر تربیت اجتماعی افراد به حساب میآیند. افراد به خصوص در دوران نوجوانی و جوانی گرایش زیادی به ارتباط و الگوبرداری از این دو گروه دارند. در کشورهای پیشرفته در امر خیر، تربیت اجتماعی، زنان و مردان را بهسمت انجام نیکوکاری هدایت و بهصورت امری نهادینه درآورده است.
۳.عوامل اقتصادی
انجام فعالیتهای داوطلبانه و خیرخواهانه در اشکال متفاوتی صورت میگیرد. یکی از بارزترین این فعالیتها مشارکت اقتصادی به اشکال گوناگون است. با توجه به بررسی مبانی قرآنی حقوق اقتصادی زن در خانواده روشن میشود، توانمندی اقتصادی زنان مسلمان به سبب مهریه، نفقه، ارث و درآمدهای ناشی از اشتغال و فعالیت های اقتصادی آنها و این مسئله که مسئولیت تأمین هزینه های زندگی بر
عهدۀ آنان نیست، زمینۀ مناسبی که زنان را برای انجام کارهای خیر مستعد می کند.
۴.عوامل اجتماعی
در آموزه های متعالی دینی و متون اسلامی، تفاوتی در توانایی زن و مرد در مباحث بنیادی دیده نمی شود. تفاوت تنها در نقش ها و مسئولیت هایی است که در آفرینش انسان به دو جنس زن و مرد افاضه شده است. از نظر اسلام عرصه فعالیت برای زن به طور کامل باز است؛ اما بحث توان افزایی زنان می تواند در بسیاری از زمینه ها بستر رشد زنان را فراهم میکند. در خصوص توان افزایی و تربیت زنان نیکوکار، نقش آموزش و رسانه بسیار مؤثر است.
۴٫۱. آموزش
بین سال های رسمی آموزش در مدرسه و سرمایه اجتماعی رابطه مستقیم وجود دارد. دلیل آن تا حدودی ناشی از محیط های نهادی مدارس و دانشگاه ها در تشویق افراد به انجمن پذیری و آموزه های اخلاقی آنان در جهت همیاری است. تجربه های کشورهای جنوب شرق آسیا نشان داده است که سرمایه گذاری در آموزش زنان موجب افزایش تولید اجتماعی می شود و زمینه را برای رشد بیشتر فراهم میکند.
دگرگونی های شتابنده دانش در سده های اخیر و افزایش نقش زنان در توسعه اقتصادی و اجتماعی موجب شده است ، کشورهای پیشرفته جهان توسعه جوامع را بدون حضور زنان پیش نبرند. مشارکت زنان در امر خیرنیز از این قاعده مستثنا نیست و آموزش سهم ویژه ای در پیشرفت آن دارد. آموزش در دو بعد عمومی و اختصاصی در این حوزه مطرح می شود. در حوزه مشارکت در گستره نیکوکاری، به ویژه مشارکت زنان، نقش آموزش عمومی از طریق رسانه، مساجد، کانون های فرهنگی و ورزشی و همچنین برگزاری کارگاه ها و همایش ها در جهت ایجاد انگیزه بسیار مهم است.
در خصوص آموزش اختصاصی نیز می توان به دانشگاه هایی که با تعریف رشته های مرتبط بانیکوکاری به طور ویژه به این امر پرداخته اند، برای نمونه به کشور آمریکا به عنوان پیشتاز و پس از آن انگلیس اشاره کرد. نوع دیگر از این فعالیت ها به شکل حمایت تحصیلی از افراد نخبه است. در ایران نیز مدرسه نوآوری اجتماعی روشنا دراین زمینه فعالیت دارد.
۴٫۲. نقش رسانه
رسانه ها نیروی محرک و تهدیدکننده فرهنگ هستند. رسانه گذشته از آن که خود فرهنگ غالبی را ترویج می کند، از عناصر فرهنگ ساز است. تلویزیون به عنوان یکی از پرمصرف ترین رسانه ها در میان مدت و درازمدت در اندیشه و نگرش مخاطبان تأثیر می گذارد. همچنین از طریق برجسته کردن، هدایت دادن، پررنگ کردن و یا به حاشیه بردن و کم رنگ کردن رویدادها، دستورکاری برای ذهن و ارتباط با محیط اجتماعی فراهم می آورد. در زمینه فعالیت در امور نیکوکارانه زنان نیز، رسانه با روش های فرهنگ سازی امر خیرواطلاع رسانی می توانند تأثیرگذار باشند.
نمایش فیلم ها، سریال ها و مجموعه های مستندی که به اثرگذاری زنان در این حوزه به طور مستقیم یا غیرمستقیم می پردازد، بسیار راهگشاست. به عنوان مثال، نمایش سریال هایی که کمک به همنوع و دغدغه مندی در این زمینه را نشان می دهد، به شکل غیرمستقیم فرهنگ نیکوکاری را ترویج میکند. در خصوص اطلاع رسانی نیز، برنامه «ماه عسل» درباره کمک به آزادی زندانیان در ماه رمضان سال ۹۶ منجر به جمع آوری نزدیک به ۱۵ میلیارد وجه نقد شد که میزان تأثیر اطلاع رسانی در جذب مشارکت را نشان می دهد. همچنین تحقیقات به وجود رابطه بین اطلاع زنان از وجود نهادهای مشارکتی و میزان فعالیت اشاره کرده اند. هر چه اطلاع رسانی مفیدتری عرضه شود، میزان مشارکت زنان با توجه به حمایتگری ذاتی آنها بیشتر می شود.
۵.عوامل مذهبی
جامعه متناسب با نظام فرهنگی خود، نوع ویژه ای از مشارکت مردمی را داراست. عوامل مذهبی از جمله عوامل مؤثر در میزان مشارکت اجتماعی در جوامع دینی است. در ایران، غالب اشکال مشارکت مردم دربافت و ساختار ارزش های مذهبی صورت گرفته است. این نوع مشارکت در قالب های متفاوتی جلوه گر می شود که بارزترین آنها عبارت اند از:
- مناسک
شامل پرداخت خمس، زکات، کفاره، انجام قربانی و موارد دیگر که زنان به طور مستقیم در آن فعالیت می کنند یا به طور غیرمستقیم با تشویق همسر و اطرافیان به این امر خیر مبادرت می ورزند.
۵٫۲. مراسم
عرصه گسترده ای را در برمی گیرد و شامل انجام عزاداری در ایام محرم، افطاری دادن در ماه رمضان ، ولیمه دادن در مناسبت ها و… است. در این زمینه مشارکت زنان در برگزاری این مراسم از طریق پرداخت همه یا بخشی از هزینه ها و یا انجام فعالیت داوطلبانه است.
۵٫۳. ساخت ابنیه
میتوان به مشارکت در ساخت بناهای مذهبی، نظیر مسجد و حوزه علمیه یا در زمان فعلی، ساخت دانشگاه، مدرسه، خوابگاه ، بیمارستان، پرورشگاه و… اشاره کرد.
تلخیصی ازمقالۀ محمدصالح طیب نیا و حوریه ربانی اصفهانی







دیدگاهتان را بنویسید